فرهنگ آریانپور
زیب
#۱۱۲٬۱۵۰
frill
چین، حاشیه چین دار، زواید، تزیینات، پیرایه، چیز بیخود یا غیر ضرورى، افراط، لذت، تجمل، لرزیدن (از سرما)، حاشیه دوختن بر، ریشه دار کردن
cordon
(معدن) کمربند، قیطان، یک عده پاسبان یا نظامى که درفواصل معین محلى را احاطه کنند، خط قرنطینه
ornament
پیرایه، زیور، زینت، آراستن، آرایش، تزیین کردن
trimming
درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل trim
embellishment
آرایش، تزیین