فرهنگ آریان‌پور

زیب

#۱۱۲٬۱۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

frill

چین، حاشیه چین دار، زواید، تزیینات، پیرایه، چیز بیخود یا غیر ضرورى، افراط، لذت، تجمل، لرزیدن (از سرما)، حاشیه دوختن بر، ریشه دار کردن

۲

cordon

(معدن) کمربند، قیطان، یک عده پاسبان یا نظامى که درفواصل معین محلى را احاطه کنند، خط قرنطینه

۳

ornament

پیرایه، زیور، زینت، آراستن، آرایش، تزیین کردن

۴

trimming

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل trim

۵

embellishment

آرایش، تزیین