فرهنگ آریان‌پور

زیان

#۱۱۲٬۱۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

disadvantage

زیان، بى فایدگى، وضع نامساعد، اشکال

۲

ill

ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان

۳

evil

بد، زیان آور، مضر، شریرانه، بدى، زیان

۴

harm

آسیب، صدمه، اذیت، زیان، ضرر، خسارت، آسیب رساندن (به)، صدمه زدن، گزند

۵

hurt

(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه

۶

loss

باخت، زیان، ضرر، خسارت، گمراهى، فقدان، اتلاف (در جمع) تلفات، ضایعات، خسارات، اتلاف، تلفات

۷

damage

خسارت، خسارت زدن، زیان، گزنده، غرامت، معیوب کردن، زیان زدن، آسیب بازرگانی‌ downside

۸

scathe

صدمه، خسارت، زیان، صدمه زدن، رنجه دادن، سبب خسارت شدن

۹

forfeit

جریمه، فقدان، زیان، ضبط شده، خطا کردن، جریمه دادن، هدر کردن

۱۰

drawback

اشکال، مانع، زیان، بى فایدگى

۱۱

detriment

گزند، زیان، ضرر، خسارت

۱۲

disservice

آزار، زیان، بدى، صدمه، بدخدمتى

۱۳

forfeiture

از دست دادگى، فقدان، زیان، ضرر، جریمه

۱۴

incommodity

نارضایتى، خسران، زیان، ناراحتى، ناجورى