زیادی
#۱۱۲٬۰۹۵
extra
زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى
excess
فزونى، زیادتى، زیادى، افراط، بى اعتدالى، اضافه
surplus
زیادتى، مازاد، زائد، باقى مانده، اضافه، زیادى
excrescent
زائده، زیادى، برآمده
exorbitance
(exorbitancy =) ـ زیادى، افراط، بیش از حد، گزافى
too
زیاد، بیش از حد لزوم، بحد افراط، همچنین، هم، بعلاوه، نیز
over
بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش "
overly
بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش " over
redundant
داراى اطناب، حشو، افزونه redundant copiousness
excessive
مفرط، بیش از اندازه greatness muchness
redundancy
افزونگى، حشو، سخن، زائد، فراوانى، ربع، اطناب
supernumerary
زیاده، بیش از اندازه عادى، فوق عددى، اضافى
supererogatory
وابسته به بس پردازى، غیر ضرورى، زیاد، نافله، زائد، بیش از حد لزوم