فرهنگ آریان‌پور

زیاده روی

#۱۱۲٬۰۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

intemperance

زیاده روى، بى اعتدالى، افراط overkill

۲

immoderation

زیاده روى، بى اعتدالى، زیادتى

۳

surfeit

پرخوردن، زیاده روى، امتلاء

۴

ultraism

فراگرایش، فراروى، از حد گذرانى، زیاده روى، افراط کارى

۵

indulgence

بخشیدن، لطف کردن، از راه افراط بخشیدن، ولخرجى کردن، غفو کردن، زیاده روى، افراط

۶

extravagance

افراط، گزافگرى، زیاده روى، بى اعتدالى

۷

self indulgence

افراط، زیاده روى

۸

binge

(spree =) ـ عیاشى، شراب خوارى، مى گسارى crapulence

۹

spree

خوشى، نشاط، مستى، شوخى، سرخوشى، میخوارگى، ولگردى و قانونى شکنى

۱۰

excess

فزونى، زیادتى، زیادى، افراط، بى اعتدالى، اضافه

۱۱

exceeding

تجاوز کردن، متجاوز بودن، متجاوز شدن از، تجاوز کردن از، بالغ شدن بر، قدم فراتر نهادن، تخطى کردن از، عقب گذاشتن