فرهنگ آریان‌پور

زیاد ستاندن

#۱۱۲٬۰۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

surcharge

زیاد ستاندن، زیاد بار کردن، تحمیل کردن زیاد پر کردن، اضافه کردن، نرخ اضافى مالیات اضافى، جریمه، اضافه بها

۲

extort

به زور گرفتن، به زور تهدید یا شکنجه گرفتن، اخاذى کردن، زیاد ستاندن