فرهنگ آریانپور
زیاد - مقدار -
#۱۱۱٬۹۶۰
mort
کشتار، مقدار زیاد، زن، جنس مونث، پیه خوک
pile
کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره
slew
(past: slew ; past participle: slain) ـ با خشونت کشتن، به قتل رساندن، کشتار کردن، ذبح کردن
jorum
کوزه آبخورى، محتویات قدح، مقدار زیاد
stack
توده، کومه، خرمن، دودکش، دسته، بسته، پشته، مقدار زیاد، قفسه کتابخانه، توده کردن، کومه کردن، انباشتن، پشته کردن
eyeful
مقدار زیاد، زیبا
jillion
مقدار زیاد (بیش از میلیون)
slather
مقدار زیاد، مقدار فراوان، بیش از اندازه، خیلى پخش کردن، به طور افراط مصرف کردن
substantive
قائم بذات، متکى به خود، مقدار زیاد، داراى ماهیت واقعى، حقیقى، شبیه اسم، داراى خواص اسم