فرهنگ آریان‌پور

زیاد - مقدار -

#۱۱۱٬۹۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

mort

کشتار، مقدار زیاد، زن، جنس مونث، پیه خوک

۲

pile

کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره

۳

slew

(past: slew ; past participle: slain) ـ با خشونت کشتن، به قتل رساندن، کشتار کردن، ذبح کردن

۴

jorum

کوزه آبخورى، محتویات قدح، مقدار زیاد

۵

stack

توده، کومه، خرمن، دودکش، دسته، بسته، پشته، مقدار زیاد، قفسه کتابخانه، توده کردن، کومه کردن، انباشتن، پشته کردن

۶

eyeful

مقدار زیاد، زیبا

۷

jillion

مقدار زیاد (بیش از میلیون)

۸

slather

مقدار زیاد، مقدار فراوان، بیش از اندازه، خیلى پخش کردن، به طور افراط مصرف کردن

۹

substantive

قائم بذات، متکى به خود، مقدار زیاد، داراى ماهیت واقعى، حقیقى، شبیه اسم، داراى خواص اسم