فرهنگ آریان‌پور

زیاد - خیلی -

#۱۱۱٬۹۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

lots

بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن lot

۲

raff

خیلى زیاد، آشغال، تفاله، انگل

۳

oodles

(oodlins =) ـ فراوان، خیلى زیاد، توده، انباشته

۴

extreme

بشدت، بافراط

۵

oodlins

(oodles =) ـ فراوان، خیلى زیاد، توده، انباشته

۶

exceeding

تجاوز کردن، متجاوز بودن، متجاوز شدن از، تجاوز کردن از، بالغ شدن بر، قدم فراتر نهادن، تخطى کردن از، عقب گذاشتن

۷

enormously

بزرگ، عظیم، هنگفت

۸

superabundant

زیاد، فراوان، وافر، خیلى زیاد، داراى وفور