فرهنگ آریانپور
زیاد - خیلی -
#۱۱۱٬۹۴۶
lots
بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن lot
raff
خیلى زیاد، آشغال، تفاله، انگل
oodles
(oodlins =) ـ فراوان، خیلى زیاد، توده، انباشته
extreme
بشدت، بافراط
oodlins
(oodles =) ـ فراوان، خیلى زیاد، توده، انباشته
exceeding
تجاوز کردن، متجاوز بودن، متجاوز شدن از، تجاوز کردن از، بالغ شدن بر، قدم فراتر نهادن، تخطى کردن از، عقب گذاشتن
enormously
بزرگ، عظیم، هنگفت
superabundant
زیاد، فراوان، وافر، خیلى زیاد، داراى وفور