فرهنگ آریان‌پور

زیاد

#۱۱۱٬۹۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

great

زیاد، بسیار، خیلى، با شرافت، از روى بزرگى، از روى بزرگ منشى

۲

far

بسیار، بمراتب، زیاد، خیلى، دور دست، بعید، بعلاوه

۳

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد round عامیانه‌ lashings دستور نواختن‌ موسیقی‌

۴

heavy

سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار واژه هاى شامل

۵

copious

فراوان، مفصل، زیاد، خیلى

۶

fulsome

فراوان، مفصل، فربه، شهوانى، تهوع آور، زننده، اغراق آمیز، غلیظ، زیاد، زشت، پلید

۷

greatly

بزرگ، عظیم، کبیر، مهم، هنگفت، زیاد، تومند، متعدد، ماهر، بصیر، آبستن، طولانى great

۸

heavily

سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار heavy

۹

generous

سخى، بخشنده، زیاد

۱۰

extortionary

زیاده ستان، زیاد، اخاذ، گزاف

۱۱

extortionate

زیاده ستان، زیاد، اخاذ، گزاف

۱۲

frightful

وحشتناک molto