زیاد
#۱۱۱٬۹۳۱
great
زیاد، بسیار، خیلى، با شرافت، از روى بزرگى، از روى بزرگ منشى
far
بسیار، بمراتب، زیاد، خیلى، دور دست، بعید، بعلاوه
round
گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد round عامیانه lashings دستور نواختن موسیقی
heavy
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار واژه هاى شامل
copious
فراوان، مفصل، زیاد، خیلى
fulsome
فراوان، مفصل، فربه، شهوانى، تهوع آور، زننده، اغراق آمیز، غلیظ، زیاد، زشت، پلید
greatly
بزرگ، عظیم، کبیر، مهم، هنگفت، زیاد، تومند، متعدد، ماهر، بصیر، آبستن، طولانى great
heavily
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار heavy
generous
سخى، بخشنده، زیاد
extortionary
زیاده ستان، زیاد، اخاذ، گزاف
extortionate
زیاده ستان، زیاد، اخاذ، گزاف
frightful
وحشتناک molto