فرهنگ آریانپور
زور گرفتن - به -
#۱۱۱٬۸۴۳
hog
خوک، گراز، خوک پروارى، به زور گرفتن
exact
درست، عیناً، کاملاً، بدرستى، بکلى، یکسره، چنین است
usurp
غصب کردن، به زور گرفتن، ربودن
wring
(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن
extort
به زور گرفتن، به زور تهدید یا شکنجه گرفتن، اخاذى کردن، زیاد ستاندن
grab off
به زور گرفتن، با شتاب گرفتن، قاپیدن