فرهنگ آریان‌پور

زور گرفتن - به -

#۱۱۱٬۸۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

hog

خوک، گراز، خوک پروارى، به زور گرفتن

۲

exact

درست، عیناً، کاملاً، بدرستى، بکلى، یکسره، چنین است

۳

usurp

غصب کردن، به زور گرفتن، ربودن

۴

wring

(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن

۵

extort

به زور گرفتن، به زور تهدید یا شکنجه گرفتن، اخاذى کردن، زیاد ستاندن

۶

grab off

به زور گرفتن، با شتاب گرفتن، قاپیدن