فرهنگ آریانپور
زور ستاندن - به -
#۱۱۱٬۸۳۴
gouge
منقار، اسکنه جراحى، به زور ستانى، غضب، جبر، در آوردن، کندن، با اسکنه کندن، به زور ستاندن، گول زدن
grate
رنده، بخارى پنجره اى، بخارى تو دیوارى، شبکه، پنجره، میله هاى آهخنى، (معنى مجازى) قفس آهنى، زندان، صداى تصادم (نیزه و شمشیر)، حبس کردن، با شبکه مجهز کردن، شبکه دار کردن داراى نرده و پنجره آهنى کردن، رنده کردن، (به هم) سائیدن، (مجازى) آزردن، صداى خشن درآوردن، به زور ستاندن