فرهنگ آریان‌پور

زور زدن

#۱۱۱٬۸۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

strain

کشش، زور، فشار، کوشش، درد سخت، تقلا، در رفتگى یا ضرب عضو یا استخوان، آسیب، رگه، صفت موروثى، خصوصیت نژادى، نژاد، اصل، زودبکار بردن، زور زدن، سفت کشیدن، کش دادن، زیاد کشیدن، پیچ دادن، کج کردن، پالودن، صاف کردن، کوشش زیاد کردن، خسته کردن

۲

exert

اعمال کردن، به کار بردن، اجرا کردن، نشان دادن