فرهنگ آریان‌پور

زور اوردن

#۱۱۱٬۷۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

wrest

گرداندن، پیچاندن، چلاندن (پارچه)، زور آوردن، فشار آوردن، واداشتن، به زور قاپیدن و غصب کردن، چرخش، پیچش، گردش

۲

squeeze

فشردن، له کردن، چلاندن، فشار دادن، آب میوه گرفتن، به زور جا دادن، زور آوردن، فشار، فشرده، چپاندن

۳

straiten

تنگ کردن، باریک کردن، درتنگى و مضیقه گذاردن، زور آوردن، محدود کردن