فرهنگ آریان‌پور

اشنا کردن

#۱۱٬۱۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

acquaint

آشنا کردن، آگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن

۲

familiarize

آشنا کردن، آشنا ساختن، خو دادن، عادت دادن، معلوم کردن، خودمانى کردن

۳

familiarization

آشنا کردن

۴

induct

فهمیدن، درک کردن، استنباط کردن، وارد کردن، گماشتن بر، آشنا کردن، القاء کردن

۵

accustom

عادت دادن، آشنا کردن، آشنا شدن، معتاد ساختن، معتاد شدن، عادت، خو گرفتن، انس گرفتن

۶

affiliate

مربوط ساختن، پیوستن، آشنا کردن، در میان خود پذیرفتن، به فرزندى پذیرفتن، مربوط، وابسته

۷

introduce

معرفى کردن، معمول کردن، نشان دادن، باب کردن، مرسوم کردن، آشنا کردن، مطرح کردن

۸

initiate

راه انداختن، ابتکار کردن، وارد کردن، تازه وارد کردن، آغاز کردن، بنیاد نهادن، نخستین قدم را برداشتن

۹

enlighten

روشن فکر کردن، روشن کردن، تعلیم دادن