زود گذر
#۱۱۱٬۷۲۵
fugacious
زود گذر، ناپایدار، بى دوام، زودریز، آواره
transient
زود گذر، ناپایدار، فانى، کوتاه، تند، فراگذر، گذرا
fleet
ناوگان، عبور سریع، زود گذر، بادپا، بسرعت گذشتن، تند رفتن
sweepy
چیزى که جارو مى کند، زود گذر، سریع
fungous
قارچى، سماروغى، اسفنجى، (مجازى) زود گذر
passing
گذرنده، زود گذر، فانى، بالغ بر، در گذشت
shadowy
سایه دار، سایه افکن، سایه مانند، زود گذر
ephemeral
(ephemerous =) ـ یکروزه، بیدوام، یومیه، زود گذر
momentary
آنى، زود گذر
temporary
موقت، موقتى، آنى، زود گذر، سپنج، سپنجى
perishable
نابود شدنى، هلاک شدنى، زود گذر، کالاى فاسد شونده
glancing
برانداز، برانداز کردن، نگاه، نگاه مختصر، نظر اجمالى، مرور، نگاه مختصر کردن، نظر اجمالى کردن، اشاره کردن ورد شدن برق زدن، خراشیدن، به یک نظر دیدن glance
fugitive
فرارى، تبعیدى، بى دوام، زودگذر، فانى، پناهنده
temporal
دنیوى، غیر روحانى، جسمانى، زمانى، وابسته به گیجگاه، شقیقه اى، موقتى، زودگذر فانى
transitory
سپنج، ناپایدار، فانى، زودگذر، بى بقا