فرهنگ آریان‌پور

اشنا بودن

#۱۱٬۱۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

acquaint

آشنا کردن، آگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن

۲

understand

(past: understood ; past participle: understood) ـ فهمیدن، ملتفت شدن، دریافتن، درک کردن، رساندن