فرهنگ آریانپور
اشنا
#۱۱٬۱۶۹
used
آشنا، معتاد، خوگرفته، مستعمل، به کار رفته
familiar
آشنا، وارد در، مانوس، خودى، خودمانى
acquainted
آشنا، آگاه، مسبوق، با خبر
versant
ماهر و استاد (در اثر ممارست)، آشنا، وارد شخص
acquaintance
آشنایى، سابقه، آگاهى، آشنا، آشنایان
homey
خودمانى، راحت و آسوده، خانه دار
contact
تماس، اتصال، تماس یافتن، تماسى، برخورد، محل اتصال، تماس گرفتن
homelike
راحت (مانند خانه خود آدم)، خانگى