فرهنگ آریان‌پور

زوج

#۱۱۱٬۶۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

even

زوج، عدد زوج، (مثل 2 و 4 و 6 و 8)، هموار، صاف، مسطح، تراز، مساوى، هموار کردن، صاف کردن، واریز کردن، حتى، هم، درست، اعداد جفت

۲

couple

زوج، جفت، دوتا، زن و شوهر، به هم بستن، پیوستن، جفت شدن، جفت کردن، وصل کردن

۳

pair

جفت، زوج، زن و شوهر، هر چیز دو جزیى، جفت کردن و شدن، جور کردن و شدن

۴

twin

دوقلو، توام، همزاد، (در جمع) جوزا، هم شکمان، زوج، جفت، دوتا، توام کردن، جفت کردن

۵

twain

دو، دوتا، جفت، زوج، توام، دوقلو، چند قلو

۶

spouse

زن یا شوهر، همسر، زوج، زوجه، همسر کردن

۷

conjoin

پیوستن، وصل کردن، قرین شدن، مقترن، (حقوق) همسر، زوج

۸

duo

(موسیقى) آواز یا موسیقى دو نفرى

۹

dual

همزاد، دو واحدى، دوتایى، دولا، دوجنبه اى

۱۰

brace

ابرو، آکولاد، تحریک احساسات، تجدید و احیاى روحیه، بند شلوار، خط ابرو، با بست محکم کردن، محکم بستن، در مقابل فشار مقاومت کردن، آتل