فرهنگ آریان‌پور

زوال

#۱۱۱٬۶۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

decadence

زوال، تنزل، انحطاط، فساد، آغاز ویرانى

۲

sublation

زوال، استهلاک، تحول، تغییر شکل

۳

deterioration

زوال، بدتر شدن

۴

ebb

جزر، فروکش، فرونشینى، (مجازى) زوال، فروکش کردن، افول کردن

۵

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن

۶

chute

شیب تند رودخانه، ناودان یا مجراى سرازیر، مخفف کلمه پاراشوت، (مجازى) سقوط، انحطاط، زوال

۷

decay

پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن

۸

lapse

نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن

۹

decline

کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن

۱۰

downfall

افت، سقوط، زوال، انحطاط، ریزش، بارش

۱۱

fadeaway

ناپدیدى، غیبت، زوال

۱۲

tailspin

سقوط، زوال، اضمحلال، گیجى و بیهوشى، سقوط کردن

۱۳

consumption

مصرف، سوختن، زوال، (پزشکى) مرض سل

۱۴

declension

صرف کلمات، عدم قبول چیزى به طور مودبانه

۱۵

declination

میل، تمایل، دورى از محور اصلى

۱۶

degeneration

فساد، انحطاط، تباهى