فرهنگ آریان‌پور

زهوار

#۱۱۱٬۵۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

rim

لبه، دیواره، قاب عینک، دوره دار کردن، زهوار گذاشتن، لبه داریا حاشیه دار کردن

۲

lace

پر از سوراخ، پر از سوراخ کردن، بند کفش، تر، تورى، نوار، قیطان، بندکفش را بستن، یراق دوزى کردن، بنددار کردن

۳

batten

پروار کردن، چاق شدن، حاصل خیز شدن، نشو و نما کردن

۴

groove

شیار، خیاره، خط، گودى، جدول، کانال، (علوم نظامى) خان تفنگ، (مجازى) کارجارى و یکنواخت، عادت زندگى، خط انداختن، شیار دار کردن

۵

beading

مهره، دانه تسبیح، خرمهره، منجوق زدن، به ریسمان کشیدن، مهره ساختن