فرهنگ آریانپور
زهراگین کردن
#۱۱۱٬۵۵۱
drug
دارو، دوا زدن، دارو خوراندن، تخدیر کردن
envenom
زهر آلود کردن، رهراگین کردن (مج) مشوب کردن، آلوده کردن
#۱۱۱٬۵۵۱
دارو، دوا زدن، دارو خوراندن، تخدیر کردن
زهر آلود کردن، رهراگین کردن (مج) مشوب کردن، آلوده کردن