فرهنگ آریان‌پور

زهاب

#۱۱۱٬۴۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

springlet

زهاب، چشمه کوچک، فنر کوچک

۲

run off

زائده، وازده، آشغال، زهاب، آب زه کشى

۳

ooze

شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى

۴

drain

زهکش، آبگذر، زهکش فاضل آب، آب کشیدن از، زهکشى کردن، زیر آب زدن، زیر آب

۵

spring

(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن

۶

seepage

رسوخ، چکه، نفوذ، مقدار رسوخ شده

۷

drainage

زهکشى، زیر آب زنى