فرهنگ آریانپور
زهاب
#۱۱۱٬۴۸۸
springlet
زهاب، چشمه کوچک، فنر کوچک
run off
زائده، وازده، آشغال، زهاب، آب زه کشى
ooze
شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى
drain
زهکش، آبگذر، زهکش فاضل آب، آب کشیدن از، زهکشى کردن، زیر آب زدن، زیر آب
spring
(past: sprang ; past participle: sprung) ـ بهار، چشمه، سرچشمه، فنر، انبرک، جست و خیز، حالت فنرى، حالت ارتجاعى فنر، پریدن، جهش کردن، جهیدن، قابل ارتجاع بودن، حالت فنرى داشتن، ظاهر شدن
seepage
رسوخ، چکه، نفوذ، مقدار رسوخ شده
drainage
زهکشى، زیر آب زنى