فرهنگ آریان‌پور

زه زدن

#۱۱۱٬۴۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fizzle

فش فش، زرزر، وزوز (صداى هیزم تر هنگام سوختن)، کوشش مذبوحانه، شکست، زه زدن