فرهنگ آریانپور
اشکبار
#۱۱٬۱۴۶
tearful
اشکبار، گریان
wet
(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن
watery
آبى، آبدار، اشکبار، پر آب، آبکى، رقیق
lachrymose
اشک زا، اشکبار، اشکى، غصه دار
weepy
عزادار، نالان، گریان
maudlin
(با حرف بزرگ) اسم خاص مونث، مریم مجدلیه، ضعیف و خیلى احساساتى، سرمست teary