فرهنگ آریان‌پور

زنی - سایه -

#۱۱۱٬۴۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

hachure

هاشور، آژ، پرداز، سایه زنى، قلم هاشور زدن، با هاشور سایه انداختن

۲

hatching

دریچه، روزنه، نصفه در، روى تخم نشستن (مرغ)، (مجازى) اندیشیدن، پختن، ایجاد کردن، تخم گذاشتن، تخم دادن، جوجه بیرون آمدن، جوجه گیرى، (مجازى) درآمد، نتیجه، خط انداختن، هاشور زدن hatch