واژههای فارسی←زنی - رگ -فرهنگ آریانپورزنی - رگ -#۱۱۱٬۳۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱depletionتهى سازى، رگ زنى، تقلیل، نقصان، تخلیه، نهى سازى۲phlebotomy(پزشکى) رگ زنى، فصد، حجامت، نیشترواژههای نزدیک در الفبازنی - اوغ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنی - اهک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنی - باسمه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنی - بخیه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنی - برق -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنی - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر