واژههای فارسی←زنی - ادویه -فرهنگ آریانپورزنی - ادویه -#۱۱۱٬۳۷۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱seasoningفصل، فرصت، هنگام، دوران، چاشنى زدن، ادویه زدن، معتدل کردن، خودادن seasonواژههای نزدیک در الفبازنه یا یک شوهره - یک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنهارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنهار دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنهارگاهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنی - اتش -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر