واژههای فارسی←زنگیدنفرهنگ آریانپورزنگیدن#۱۱۱٬۳۲۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱chime(موسیقى) سنج، ترتیب زنگ هاى موسیقى، ساز یا موسیقى زنگى، صداى سنج ایجاد کردن، ناقوس را به صدا درآوردنواژههای نزدیک در الفبازنگی - سیاه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنگی - مار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنگی امریکای شمالی - مار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنگی زدن - دایره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنگی سیاه افریقاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیزنگی که عبارت است از کاسه و چکشی که اهسته بر ان می زنندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر