فرهنگ آریان‌پور

زندگی روستایی

#۱۱۱٬۱۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

rurality

زندگى روستایى

۲

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن

۳

ribald

دون، هرزه، بددهن، بدزبان، آدم هرزه، فاحشه

۴

ruralism

روستامنشى، روستا گرایى