فرهنگ آریان‌پور

زندان

#۱۱۱٬۰۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

quod

زندان hoosgow

۲

calaboose

زندان، محبس، حبس انگلیس‌ خودمانی‌

۳

bridewell

زندان، دارالتادیب، تادیب گاه

۴

coop

قفس، مرغدان، آغل گوسفند، زندان، (در قفس) محبوس کردن، (مجازى) درقید گذاشتن

۵

gaol

(jail =) ـ زندان، محبس

۶

grate

رنده، بخارى پنجره اى، بخارى تو دیوارى، شبکه، پنجره، میله هاى آهخنى، (معنى مجازى) قفس آهنى، زندان، صداى تصادم (نیزه و شمشیر)، حبس کردن، با شبکه مجهز کردن، شبکه دار کردن داراى نرده و پنجره آهنى کردن، رنده کردن، (به هم) سائیدن، (مجازى) آزردن، صداى خشن درآوردن، به زور ستاندن

۷

dungeon

محبس، زندان، سیاه چال، به سیاه چال انداختن

۸

hoosegow

(زبان عامیانه، آمریکایى) زندان، محبس، محل محصور

۹

jug

کوزه، بستو، درکوزه ریختن

۱۰

pen

قلم، کلک، شیوه نگارش، خامه، نوشتن، آغل، حیوانات آغل، خانه ییلاقى، نگاشتن، بستن، درحبس انداختن pen slammer

۱۱

clink

جلنگ جلنگ صدا کردن، به صدا درآوردن (شیشه) خودمانی‌

۱۲

cooler

خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن cool