فرهنگ آریان‌پور

زنجیره

#۱۱۰٬۹۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

continuum

پیوستگان، رشته مسلسل، تسلسل، پى درپى، مستمر، زنجیره

۲

chain

زنجیر، کند و زنجیر، حلقه، (مجازى) رشته، سلسله زنجیر کردن chain daisy

۳

range

برد، محدوده، حوزه، تغییر کردن، رسایى، چشم رس، تیررس، دسترسى، حدود، خط مبنا، منحنى مبنا، در صف آوردن، آراستن، مرتب کردن، میزان کردن، عبور کردن، مسطح کردن، سیر و حرکت کردن

۴

serial

مسلسل، ردیفى، نوبتى، رده اى، دورى، ترتیبى، جزء به جزء، سریال، نشریه، پیاپى

۵

series

سرى، رشته، سلسله، ردیف، صف، مجموعه، رده، دنباله

۶

string

(past: strung ; past participle: strung) ـ زه، زهى، نخ، ریسمان، رشته، سیم، ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (با سوزن و غیره)، زه انداختن به، کشیدن، ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک، دراز، به نخ کشیدن (مثل دانه هاى تسبیح)، بصف کردن، زه دار کردن، رشته کردن

۷

tissue

بافته، بافت، نسج، رشته، پارچه ى بافته

۸

circuit

(حقوق) حوزه قضایى یک قاضى، دور، دوره، گردش، جریان، حوزه، مدار، اتحادیه، کنفرانس، دورچیزى گشتن، درمدارى سفر کردن، احاطه کردن

۹

spectrum

بینایى، طیف، خیال، منظر، شبح، رنگ هاى مریى در طیف بین