فرهنگ آریان‌پور

اشکارا

#۱۱٬۰۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

openly

آشکارا، به طور آشکار، علناً، دست بلند، بى پرده

۲

overtly

آشکارا

۳

aboveboard

آشکارا، پوست کنده، علنى

۴

roundly

به طور حسابى، درست و حسابى، کاملاً رک، آشکارا، بى پرده، گردوار

۵

outright

یک جا، جمله، آشکارا، کاملاً، بیدرنگ

۶

overt

فاش، آشکار، معلوم، واضح، نپوشیده، عمومى

۷

barely

به طور عریان، با اشکال broad daylight

۸

clearly

واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن clear

۹

signally

علامت، نشان، راهنما، اخطار، آشکار، مشخص، با علامت ابلاغ کردن، با اشاره رساندن، خبر دادن، سیگنال، علامت دادن signal

۱۰

expressly

صریحا، فوراً manifestly nakedly

۱۱

demonstrable

قابل شرح یا اثبات

۱۲

conspicuously

انگشت نما، پدیدار، آشکار، توى چشم خور