فرهنگ آریان‌پور

زنجیر

#۱۱۰٬۹۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

curb

زنجیر، بازداشت، جلوگیرى، لبه پیاده رو، محدود کردن، داراى دیواره یا حایل کردن، تحت کنترل درآوردن، فرو نشاندن

۲

chain

زنجیر، کند و زنجیر، حلقه، (مجازى) رشته، سلسله زنجیر کردن

۳

catena

زنجیر، رشته، سلسله

۴

catenae

زنجیر، رشته، سلسله

۵

linkwork

زنجیر، هر چیز زنجیره دار

۶

tow

دو، دوبار، دو قسم، دونوع، دوتا، هر دوتا، باطناب بدنبال کشیدن، پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه، طناب، زنجیر، یدک کش، یدک کشى

۷

bond

قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه

۸

link

پیوند، به هم پیوستن، پیوند دادن، حلقه زنجیر، دانه زنجیر، بند، میدان گلف، زنجیر، قلاب، متصل کردن، جفت کردن

۹

sling

(past: slung ; past participle: slung) ـ قلاب سنگ، فلاخن، رسن، بند، تسمه تفنگ، زنجیر، زنجیردار، پرتاب کردن، انداختن، پراندن

۱۰

fetter

بخو، پابند، زنجیر، (مجازى) قید، مانع، مقید کردن، در زیر غل و زنجیر آوردن

۱۱

hobble

لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند

۱۲

manacle

دست بند (مخصوص دزدان و غیره)، قید، بند، زنجیر، بخو، دستبندزدن، زنجیر کردن

۱۳

streak

خط، رگ، رگه، ورقه، تمایل، میل، نوار یا رگه نوارى، سپیده دم، بسرعت حرکت کردن، خط خط کردن

۱۴

succession

توالى، جانشینى، پى آیى، ترادف، ردیف، وراثت