زنجیر
#۱۱۰٬۹۵۳
curb
زنجیر، بازداشت، جلوگیرى، لبه پیاده رو، محدود کردن، داراى دیواره یا حایل کردن، تحت کنترل درآوردن، فرو نشاندن
chain
زنجیر، کند و زنجیر، حلقه، (مجازى) رشته، سلسله زنجیر کردن
catena
زنجیر، رشته، سلسله
catenae
زنجیر، رشته، سلسله
linkwork
زنجیر، هر چیز زنجیره دار
tow
دو، دوبار، دو قسم، دونوع، دوتا، هر دوتا، باطناب بدنبال کشیدن، پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه، طناب، زنجیر، یدک کش، یدک کشى
bond
قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه
link
پیوند، به هم پیوستن، پیوند دادن، حلقه زنجیر، دانه زنجیر، بند، میدان گلف، زنجیر، قلاب، متصل کردن، جفت کردن
sling
(past: slung ; past participle: slung) ـ قلاب سنگ، فلاخن، رسن، بند، تسمه تفنگ، زنجیر، زنجیردار، پرتاب کردن، انداختن، پراندن
fetter
بخو، پابند، زنجیر، (مجازى) قید، مانع، مقید کردن، در زیر غل و زنجیر آوردن
hobble
لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، دست و پاى کسى را بستن، مانع حرکت شدن، زنجیر، پابند
manacle
دست بند (مخصوص دزدان و غیره)، قید، بند، زنجیر، بخو، دستبندزدن، زنجیر کردن
streak
خط، رگ، رگه، ورقه، تمایل، میل، نوار یا رگه نوارى، سپیده دم، بسرعت حرکت کردن، خط خط کردن
succession
توالى، جانشینى، پى آیى، ترادف، ردیف، وراثت