فرهنگ آریان‌پور

زناشویی‌ کردن

#۱۱۰٬۸۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

mate

لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن

۲

marry

عروسى کردن (با)، ازدواج کردن، شوهر دادن

۳

espouse

عقد کردن، عروسى کردن، نامزد کردن، شوهر دادن، حمایت کردن از، عقیده داشتن به