فرهنگ آریانپور
زن و شوهر
#۱۱۰٬۸۰۷
pair
جفت، زوج، زن و شوهر، هر چیز دو جزیى، جفت کردن و شدن، جور کردن و شدن
couple
زوج، جفت، دوتا، زن و شوهر، به هم بستن، پیوستن، جفت شدن، جفت کردن، وصل کردن
wedded
(past: wedded, wed ; past participle: wedded, wed) ـ عروسى کردن با، بحباله نکاح در آوردن، (بزنى یا شوهرى) گرفتن