فرهنگ آریانپور
زن هرزه
#۱۱۰٬۷۹۷
rep
پارچه مبلى، مرد هرزه، زن هرزه
jade
ژاد، اسب پیر، یابو یا اسب خسته، زن هرزه، زنکه، (ک.) مرد بى معنى، دختر لاسى، پشم سبز، خسته کردن، از کار انداختن (در اثر زیاده روى) ـ
minx
دختر گستاخ، زن هرزه، زن هر جایى، سگ دست آموز
tart
ترش مزه، تند، زننده، ترش، مزه غوره، زن هرزه، نان شیرینى مربایى
bitch
سگ ماده، زن هرزه، شکایت کردن، قر زدن
limmer
آدم رذل، دغل، کلاش، قلاش، ناقلا، بچه بد ذات یا شیطان، زن سبک سر، زن هرزه، زن جلف
trollop
زن شلخته، زن بند و بار، زن هرزه، جنده
tramp
ولگرد، آسمان جل، خانه به دوش، با صدا راه رفتن، پیاده روى کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردى کردن، آواره، فاحشه، آوارگى، ولگردى، صداى پا
broad
به طور وسیع، عموماً، با بسط معنى