فرهنگ آریان‌پور

اشکار

#۱۱٬۰۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

patent

آشکار، داراى حق امتیاز، امتیازى، به وسیله حق امتیاز محفوظ مانده، داراى حق انحصارى، گشاده، مفتوح، آزاد، محسوس، حق ثبت اختراع، امتیاز نامه، امتیاز یاحق انحصارى به کسى دادن، اعطا کردن (امتیاز) ـ واژه هاى شامل

۲

obvious

آشکار، هویدا، معلوم، واضح، بدیهى، مریى، مشهود

۳

flagrant

آشکار، برملا، انگشت نما، رسوا، وقیح، زشت

۴

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۵

open

باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن

۶

clear

واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن

۷

overt

فاش، آشکار، معلوم، واضح، نپوشیده، عمومى

۸

evident

بدیهى، آشکار، مشهود

۹

apparent

پیدا، آشکار، ظاهر، معلوم، وارث مسلم

۱۰

explicit

صریح، روشن، واضح، آشکار، صاف، ساده

۱۱

manifest

بازنمود کردن، بارز، آشکار، آشکار ساختن، معلوم کردن، فاش کردن، اشاره، خبر، اعلامیه، بیانیه، نامه

۱۲

palpable

پرماس پذیر، پرماسیدنى، حس کردنى، قابل لمس، آشکار، واضح

۱۳

conspicuous

انگشت نما، پدیدار، آشکار، توى چشم خور

۱۴

open and shut

خیلى سهل، کاملاً، ساده، واضح، آشکار

۱۵

bare

به طور عریان، با اشکال

۱۶

crying

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن cry

۱۷

exposed

بى پناه گذاشتن، بى حفاظ گذاردن، درمعرض گذاشتن، نمایش دادن، افشاء کردن