فرهنگ آریان‌پور

زن صفت

#۱۱۰٬۷۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

womanish

زن صفت، زنانه، مربوط به زن یا زنان

۲

effeminate

زن صفت، نرم، سست، بیرنگ، نامرد

۳

sissy

(sissified =) ـ خواهر، دختر، مردیا بچه زن صفت

۴

woman

زن، زنانگى، کلفت، رفیقه (نامشروع)، زن صفت، ماده، مونث، جنس زن

۵

ladylike

بانووار، باوقار، زن صفت

۶

womanlike

زن مانند، زن صفت، مثل زن، زنانه، شبیه زن unmanly