فرهنگ آریان‌پور

ابگوشت

#۱٬۱۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

gravy

آبگوشت، شیره گوشت، استفاده نا مشروع

۲

bouillon

آبگوشت

۳

sop

غذاى مایع، آبگوشت، ترید، شیر، خیس، خیساندن، جذب کردن

۴

bree

آب، دریا، آبگوشت

۵

soup

آشامه، آبگوشت، سوپ

۶

broth

غذاى مایعى مرکب از گوشت یا ماهى و حبوبات و سبزى هاى پخته، آبگوشت

۷

cullis

ناودان، مجرا، آبگوشت، شوربا

۸

stock

ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن