فرهنگ آریانپور
ابگوشت
#۱٬۱۰۷
gravy
آبگوشت، شیره گوشت، استفاده نا مشروع
bouillon
آبگوشت
sop
غذاى مایع، آبگوشت، ترید، شیر، خیس، خیساندن، جذب کردن
bree
آب، دریا، آبگوشت
soup
آشامه، آبگوشت، سوپ
broth
غذاى مایعى مرکب از گوشت یا ماهى و حبوبات و سبزى هاى پخته، آبگوشت
cullis
ناودان، مجرا، آبگوشت، شوربا
stock
ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن