فرهنگ آریان‌پور

زن - نمک -

#۱۱۰٬۵۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

salter

نمک طعام، نمک میوه، نمک هاى طبى، نمکدان (saltshaker)، نمکزار (salt marsh)، نمک زدن، نمک پاشیدن، شور کردن salt