فرهنگ آریانپور
زن - لاف -
#۱۱۰٬۵۱۵
idol
بت، صنم، خداى دروغى، مجسمه، لاف زن، دغل باز، سفسطه، وابسته به خدایان دروغى و بت ها، معبود
gabber
ریشخند کن، سخریه کن، لاف زن، پرحرف
gascon
گاسگن، اهل gascony در فرانسه، لاف زن
boaster
لاف زن، خودستا
bouncer
دروغ بزرگ و فاحش، لاف زن، لى لى کننده، مامورى که در نمایش ها و غیره اشخاص اخلالگر را خارج مى کند
assuming
فرض کردن، پنداشتن، گرفتن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، تظاهر کردن، تقلید کردن، بعهده گرفتن، تقبل کردن، انگاشتن
boastful
لاف زن، چاخان
blowhard
آدم لاف زن، پرحرف
thrasonical
لاف زن، از روى لاف و گزاف