فرهنگ آریان‌پور

زن - لاف -

#۱۱۰٬۵۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

idol

بت، صنم، خداى دروغى، مجسمه، لاف زن، دغل باز، سفسطه، وابسته به خدایان دروغى و بت ها، معبود

۲

gabber

ریشخند کن، سخریه کن، لاف زن، پرحرف

۳

gascon

گاسگن، اهل gascony در فرانسه، لاف زن

۴

boaster

لاف زن، خودستا

۵

bouncer

دروغ بزرگ و فاحش، لاف زن، لى لى کننده، مامورى که در نمایش ها و غیره اشخاص اخلالگر را خارج مى کند

۶

assuming

فرض کردن، پنداشتن، گرفتن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، تظاهر کردن، تقلید کردن، بعهده گرفتن، تقبل کردن، انگاشتن

۷

boastful

لاف زن، چاخان

۸

blowhard

آدم لاف زن، پرحرف

۹

thrasonical

لاف زن، از روى لاف و گزاف