فرهنگ آریانپور
اشفته
#۱۱٬۰۵۰
messy
آشفته، به هم خورده، کثیف، شلوغ، شلوغ کار
garbled
آشفته، درهم
deranged
آشفته، دیوانه، درهم بر هم، مختل
berserk
دیوانه، شوریده، آشفته، از جا دررفته
frenetic
(frantic , frenzied =) ـ آتشى، آشفته، عصبانى
frenzied
دیوانه وار، شوریده، آشفته، از جا در رفته
berserker
دیوانه، شوریده، آشفته، از جا در رفته
disturbed
مختل، مختل شده، آشفته، ناراحت
phrenetic
(frenetic =) ـ دیوانه، شوریده، آشفته
turbulent
سرکش، گردنکش، یاغى، متلاطم، آشفته
disheveled
پریشان، ژولیده، آشفته، نامرتب
disordered
مختل شده، بى نظم، بى ترتیب، آشفته
tumultuary
پر آشوب، آشفته، پر سر و صدا
dishevelled
پریشان کردن، ژولیده کردن، آشفته کردن
agitated
به کار انداختن، تحریک کردن، تکان دادن، آشفتن، پریشان کردن، سراسیمه کردن