فرهنگ آریانپور
اشفتگی
#۱۱٬۰۴۴
chaos
هرج و مرج، بى نظمى کامل، شلوغى، آشفتگى
garboil
اغتشاش، آشفتگى، جنجال
disorder
بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن
agitation
سرآسیمگى، آشفتگى، هیجان، تلاطم، تحریک
disquietude
اضطراب، تشویش، بى قرارى، آشفتگى، ناراحتى
consternation
بهت، آشفتگى، حیرت، بهت و حیرت
disorderliness
بى نظمى، اختلال، به هم خوردگى، آشفتگى
mess
یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن mess mixup
furor
دیوانگى، خشم زیاد، عشق مفرط، غضب
muddle
گیج کردن، خراب کردن، درهم و بر هم کردن، گیجى، تیرگى
caldron
(cauldron =) ـ دیگ، کترى بزرگ، پاتیل
disarray
اغتشاش، بى نظمى، درهم و برهمى
embroilment
نزاع، میانه به هم زنى، غوغا
discomposure
اضطراب، پریشانى
embarrassment
خجالت
disarrangement
بى ترتیبى