فرهنگ آریان‌پور

اشفتگی

#۱۱٬۰۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

chaos

هرج و مرج، بى نظمى کامل، شلوغى، آشفتگى

۲

garboil

اغتشاش، آشفتگى، جنجال

۳

disorder

بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن

۴

agitation

سرآسیمگى، آشفتگى، هیجان، تلاطم، تحریک

۵

disquietude

اضطراب، تشویش، بى قرارى، آشفتگى، ناراحتى

۶

consternation

بهت، آشفتگى، حیرت، بهت و حیرت

۷

disorderliness

بى نظمى، اختلال، به هم خوردگى، آشفتگى

۸

mess

یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایى (در ارتش و غیره) ـ شلوغ کارى کردن، آلوده کردن، آشفته کردن mess mixup

۹

furor

دیوانگى، خشم زیاد، عشق مفرط، غضب

۱۰

muddle

گیج کردن، خراب کردن، درهم و بر هم کردن، گیجى، تیرگى

۱۱

caldron

(cauldron =) ـ دیگ، کترى بزرگ، پاتیل

۱۲

disarray

اغتشاش، بى نظمى، درهم و برهمى

۱۳

embroilment

نزاع، میانه به هم زنى، غوغا

۱۴

discomposure

اضطراب، پریشانى

۱۵

embarrassment

خجالت

۱۶

disarrangement

بى ترتیبى