فرهنگ آریان‌پور

زمینی

#۱۱۰٬۴۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

agrarian

زمینى، ملکى

۲

tellurian

زمینى، خاکى، ساکن زمین، دستگاه سنجش حرکات زمین

۳

terraneous

زمینى

۴

terrestrial

زمینى، خاکى، این جهانى، دنیوى

۵

earthy

خاکى، خاک مانند، زمینى، دنیوى geo

۶

earthly

خاکى، زمینى

۷

terrene

خاکى، زمینى، دنیوى، زمین، سرزمین

۸

overland

از راه خشکى، در روى زمین، از راه زمینى

۹

sublunar

(sublunary =) ـ زمینى، این جهانى، دنیوى، واقع در زیر قمر

۱۰

telluric

(tellurous =) ـ داراى تلوریوم، زمینى

۱۱

tellurous

(telluric =) ـ داراى تلوریوم، زمینى

۱۲

geocentric

داراى مرکزى در زمین، زمینى، معتقد به این که خداوند زمین را مرکز عالم وجود قرار داده

۱۳

geomorphic

مانند کره زمین، شبیه بزمین، زمینى

۱۴

ground

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن

۱۵

planetary

وابسته به سیاره، ستاره اى، نجومى، جهانى

۱۶

earthbound

درخاک ریشه دوانده، متوجه به سوى زمین