فرهنگ آریانپور
اشغال کردن
#۱۱٬۰۲۹
occupy
اشغال کردن، سرگرم کردن، مشغول داشتن، تصرف کرد
engage
به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن
overrun
(past: overran ; past participle: overrun) ـ تاخت و تاز کردن، تاراج کردن، سرتاسر محلى را فراگرفتن، تجاوز، تجاسر، آب لبریز شده
populate
داراى جمعیت کردن، ساکن شدن، مسکون کردن