فرهنگ آریان‌پور

زمین زدن

#۱۱۰٬۲۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fell

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن fall

۲

prostrate

به خاک افتاده (در حال عبادت یا خضوع)، روى زمین خوابیده، دمر خوابیده، افتادن، درمانده و بیچاره شدن