فرهنگ آریان‌پور

زمین باریک

#۱۱۰٬۱۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

neck

گردن، گردنه، تنگه، ماچ و نوازش کردن

۲

point

نقطه، ممیز، اشاره کردن، نوک، سر، نکته، ماده، اصل، موضوع، جهت، درجه، امتیاز بازى، نمره درس، پوان، هدف، مسیر، مرحله، قله، پایان، تیز کردن، گوشه دار کردن، نوکدار کردن، نوک گذاشتن (به)، خاطر نشان کردن، نشان دادن، متوجه ساختن، نقطه گذارى کردن

۳

swath

(swathe =) ـ رد پا، ردیف باریک، راه باریک، اثر ماشین چمن زنى، پیچیدن، قنداق کردن، نوار