فرهنگ آریان‌پور

زمستانی

#۱۱۰٬۱۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

brumal

زمستانى، مربوط به زمستان

۲

hiemal

زمستانى، شتوى

۳

brumous

زمستانى، مه آلود، مه گرفته

۴

hibernal

زمستانى

۵

winterish

زمستانى، مناسب براى زمستان

۶

winter

زمستان، شتا، قشلاق کردن، زمستان را بر گذار کردن، زمستانى

۷

wintry

(wintery =) ـ زمستانى، سرد، بیمزه، مناسب زمستان

۸

wintery

(wintry =) ـ زمستانى، سرد، بیمزه، مناسب زمستان