فرهنگ آریان‌پور

زمزمه‌ کردن

#۱۱۰٬۱۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

hum

وزوز کردن، همهمه کردن، صدا کردن (مثل فرفره)، زمزمه کردن، در فعالیت بودن، فریب دادن

۲

murmur

زمزمه، سخن نرم، شکایت، شایعات، زمزمه کردن

۳

whisper

نجوا، بیخ گوشى، نجوا کردن، پچ پچ کردن