فرهنگ آریان‌پور

اشغال

#۱۱٬۰۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

offal

آشغال، آخال، کف، مواد زائد، لاشه عامیانه‌

۲

riffraff

آشغال، ته مانده، زیادى، توده، انبوه

۳

dreg

رسوب، درده، ته نشین، آشغال، پس مانده، مدفوع

۴

dump

زباله، آشغال، موادى که موقتا براى استعمال انبار مى شود، تفکر، خیال، جنس را (براى رقابت) بقیمت خیلى ارزان فروختن، فرورفتن در خیالات واهى، حالت مالخولیایى، رو گرفت، رو بردارى کردن

۵

junk

جگن، نى، جنس اوراق و شکسته، آشغال، کهنه و کم ارزش، جنس بنجل، به دور انداختن، بنجل شمردن، قایق ته پهن چینى

۶

raff

خیلى زیاد، آشغال، تفاله، انگل

۷

culch

(cultch =) ـ آشغال، ضایعات

۸

jakes

ترشح مدفوع، کثافت، آشغال، درهم ریخته

۹

cultch

(culch =) ـ آشغال، ضایعات

۱۰

litter

تخت روان، کجاوه، محمل، برانکار یا چاچوبى که بیماران را با آن حمل مى کنند، آشغال، نوزادانى که جانورى در یک وهله مى زاید، زایمان، ریخته و پاشیده، زائیدن، آشغال پاشیدن

۱۱

paltry

(paultry =) ـ آشغال، چیز آشغال و نا چیز، جزیى

۱۲

refuse

سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن، فضولات، آشغال، آدم بیکاره

۱۳

garbage

روده، فضولات، آشغال خاکروبه، زباله، آشغال

۱۴

paultry

(paltry =) ـ آشغال، چیز آشغال و نا چیز، جزیى

۱۵

truck

معامله کردن، سر و کار داشتن با، مبادله، معامله خرده ریز، بارکش، کامیون، واگن روباز، چرخ باربرى