فرهنگ آریان‌پور

زمانی - یک -

#۱۱۰٬۰۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

whilom

پیشتر، سابقا، در سابق، یک زمانى، گاهى

۲

onetime

یک زمانى، یک وقتى، سابقا

۳

monomial

تک حرفى، داراى فقط یک جمله، یک زمانى، یک اصطلاحى

۴

sometime

یک وقتى، یک زمانى، گاهگاهى، سابقا